بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٦ - توضيح
قوله: لا انّه كالمقيّد لموضوع العام: ضمير در « انّه » به علم بعدم وجود ملاك راجع مىباشد.
قوله: و امّا سكوت المولى عن بيانه: يعنى بيان عدم وجود الملاك.
قوله: اذا كان من الموالى العاديين: ضمير در « كان » به « المولى » راجع بوده و مقصود از « الموالى العاديين» مولاى عرفى يعنى غير از حقتعالى مىباشد.
قوله: ان احرزنا انّه كاشف الخ: ضمير در « انّه » به مخصّص راجع است.
قوله: بل يكون كاشفا عن وجود الملاك فى المشكوك: ضمير در « يكون » به مخصّص برمىگردد.
قوله: و ان تردّد امره: ضمير در « امره » به مخصّص برمىگردد.
قوله: و لم يحرز كونه قيدا: ضمير در « كونه » به مخصّص برمىگردد.
قوله: فيلحق بالقسم الاوّل: ضمير نائب فاعلى در « يلحق » به حكم العقل راجع است كه بعنوان مخصّص لبّى مىباشد.
قوله: و انّما اطلت فى نقلها: يعنى فى نقل الاقوال.
قوله: اثارها شيخنا الانصارى: كلمه « اثارها » يعنى عنونها.
قوله: على غير ما هو المعروف عنه: مرحوم مصنّف در ذيل اين عبارت فرمودهاند:
توضيح
هرعامّى كه در عموم ظاهر بوده بناچار متضمّن دو ظهور است:
١- ظهورش در اينكه هيچ صفتى از صفات يا هيچ عنوانى از عناوين با حكم آن تنافى ندارد.
٢- ظهورش در اينكه منافى نيز موجود نيست.
و حاصل آنكه عام ظاهر است در اينكه نه منافات وجود داشته و نه منافى موجود است چه آنكه معناى ظهور عموم در مثال: اكرم جيرانى اينستكه:
هيچ صفت يا عنوانى وجود ندارد كه با حكم بوجوب اكرام جيران تنافى